خرید بک لینک

کوه رو به رو را دیدم و خانهها را. دیوارهای خانه را تماشا کردم و دیدم دوستشان دارم. زار زدم و وسط قلپ قلپهای اشک یادم افتاد چهار روز کارم چیدن و جابهجایی بوده. یادم افتاد تازه کمرم از درد افتاده. اما نمیشد. دلم می خواست دوباره همه را توی کارتن کنم و بروم جایی دورتر. دورتر. فقط کمی دورتر. جایی که خلوت باشد و دوست.

میخوانم "ای کاش که جای آرمیدن بودی" و توی دلم میگویم: «یادت هست یاسی؟» یادت هست راستی؟

برچسب: پای دل,پای دلفین,پای دل به زنجیره,پای دلم به زنجیره,پای دلدادگی که میرسد,دليل پاي پرانتزي,دلایل پای,دلیل پای پرانتزی,دلایل پای پرانتزی,دلمه پای مرغ, نویسنده: بردیا سامانی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 10:35

صفحه بندی