خرید بک لینک

همه از همهجا حرف میزدند و زل زده بودم به غذاها؛ به قضاوتها. گاهی با دخترک نفیسه جملهای میگفتم.

تنهایی، وحشیترین گیاه به سرعت روینده است. قدیمترین و محکمترین پیوند را با آدم دارد. پریشب، از پل که میگذشتیم، چقدر دنیا نماندنی بود. چطور آمدن و برگشتن سوی تو این همه جاذبه دارد اما سهم ما هنوز روی زمین ماندن است؟

میدانی که فقط مهمانی تو را دارم؟ میدانی که چهجور دلتنگ سحرهای مدام اشکریختن و خو کردن به این انزوای عریانم؟

برچسب: نویسنده: بردیا سامانی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 10:36

صفحه بندی